سایت سر راهی!

تا حالا سایت پیدا کرده اید؟ بله دقیقا انگار در خیابان یک کیف پول یا در تاکسی یک گوشی تلفن همراه پیدا کرده باشید! همینطوری یک سایت پیدا کنید 🙂

من امروز یک چنین سایتی را پیدا کردم، آنهم نه در مرز وطنی خودمان، بلکه در هند!

ماجرا از این قرار است: داشتم در اینترنت عکسهایی از جرثقیل جستجو میگردم  که برای دیدن یکی از عکسها به سایت درج کننده آن عکس هدایت شدم. ولی دیدم سایت مذکور را به امان خدا رها کرده اند. من هم به رسم ادب آنرا برداشتم و به نام خودم رجیستر کردم. الان اینجاست.

این ضعف عجیب امنیتی در ورد پرس باعث اینکار شد. همین ایراد در سایتهای جوملا و دروپال و الان در وردپرس هم هست. یعنی کافیست در هاست خودتان دیتابیس و فایلهای نصبی وردپرس را کپی کرده باشید و نصب آنرا بگذارید برای بعد، اگر در همین مدت که نیستید یکی از راه برسد و دامنه شما را در رایانه اش وارد کند میتواند برنامه را نصب کند و شخصا” ادمین سایت شما باشد و هر چه خواست در سایت شما وارد کند.

ضمنا سایت پس داده شد 😉

 

اولین مطلب

این اولین مطلب وبلاگ من است. درواقع یکسری حرف و درد دل و گاهی هم پر حرفی هست که در زیر مجموعه “وبلاگ” مینویسم. بقولی برای هر کس که دلش خواست 🙂

حدود سال ۱۳۸۱ وبلاگی داشتم با نام “دشتبان مرده ها” این نام را از یک داستان کوتاه به همین نام اقتباس کرده بودم. یک وبلاگ اشتراکی هم داشتم که با یک دوست قدیمی مشترکا در آن مطلب مینوشتیم با نام “نسیم ایران”. این نام تخلص شعری همان دوست بود که شعر های بی بدیلی میگفت.

معمولا زیاد حرف نمیزنم – اما زیاد فکر میکنم. نه هرکس که فکر کرد فکر خوب کرد. شاید بتواتم در مجموعه نوشته های وبلاگ خودم حرفهایی را بنویسم که روزی از ذهنم گذشته اند.

به امید خدا